تبليغاتX
مارسون شعبده باز™آموزش تردستي شعبده بازي


مارسون شعبده باز™آموزش تردستي شعبده بازي

www.tardasti.ir

حي علي العــــــزا         في مصيبت الحسين



گويي لحظه به لحظه در عشقي لايزال فرو ميروم

عشقي وصف ناشدني

در برابرم همه هيچ اند و معشوقم تمام دنياي من است

يــگانه عشقي كه از كـودكي با او بزرگ شده ام

عشق كسي كه روز و شبم او بوده است

پادشاه دنياي من او بوده است

....






ادامه نثر بالا و نمونه اي ديگر از اين پوستر و عكس بنر هيئت الرضا و عكس من با حاج عبدالرضا هلالي رو مي تونيد در ادامه مطلب همين پست ببينيد...




















::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

سلام


يك كار جالب چند وقته از يك جاي تابلو گير آوردم كه شايد خيلي ها ديده باشند ،‌ شعبده بازي با 2 تا خرگوش اسفنجي!

اين عكس همون 2 تا خرگوشه:

ولي تو دانشگاه واسه بچه ها انجام دادم هيچ كدوم نفهميدن!

كار قشنگيه و تمرين ميخواد

اگر رازش رو فهميديد توي نظرات بگيد...

براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد

حجم:400 كيلو بايت  ،  فرمت 3GP (مخصوص موبايل)



بعد از دانلود كردن اگه متوجه نشديد كه قضيه چيه و چي كار ميكنم ادامه مطلب رو بخونيد تا بفهميد،البته فقط ميگم كه چي كار ميكنم و راز تردستي رو نميگم، رازش رو شما بايد حدس بزنيد...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

 

www.TARDASTI.ir  مارسون شعبده باز

سلام!

 

از اين پس با آدرس

 

WWW.TARDASTI.IR

 

ميتونيد از وبلاگ بازديد كنيد...

 

 

نوشته شده در ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

 

سلام!

به قول از تو میپرسند : نگاهتون جووون بخش!!

 

به خاطر دیر آپ کردن وبلاگ منو ببخشید ، مخصوصاً دوستانی که نظر دادند و من پاسخ ندادم.

شرمنده ام.

یک کم سرم شلوغه و نمي تونم زیاد بروز کنم، همين جا از همه دوستانم عذر خواهی مي کنم...

 

و اینکه یکی از دوستان در نظرات یکی از تردستی های بسیار ساده و جالب (و البته کمی لو رفتۀ!!) شعبده بازها رو ازم خواسته بود که توضیح بدم، و منم که دارم کم کم تیشه به ریشه شعبده بازی میزنم تصمیم دارم این یکی رو هم بگم!!

 

 

از جمله وسایلی که شعبده بازان در جیب یا کیف خود دارند یک انگشت شصت دروغین است که به وسیله صنعتگران ماهر ساخته می شود. معمولاً جنس آن فلزی بوده و خیلی نازک است، به سادگی انگشت شصت را میتوان در آن فرو برد به طوری که کسی به وجود آن پی نبرد، زیرا به رنگ پوست بدن بوده و ناخن آن نیز رنگ خاصی دارد.

البته علاوه بر انواع آماده آن ، اگر شعبده باز سفارش دهد ، شکل و قطر و رنگ آن طوری انتخاب می شود که ظاهر آن با انگشت اصلی شعبده باز کوچکترین تفاوتی ندارد و اگر انگشت خود را در آن فرو کند کسی به وجود آن پی نمی برد

 

 

فقط این انگشت کمی بلندتر از حد معمول است زیرا در ته آن محلی برای پنهان کردن چیزهای کوچکی در نظر گرفته شده است.

به کمک این انگشت شست دروغین ، برخی از شعبده بازیهای شگفت انگیز قابل اجراست که در اینجا به دو مورد از آن اشاره می کنم :

 

 

سیگاری که دستمال را نمی سوزاند!: 

 

شعبده باز یک سیگار را روشن میکند . در حالی که مشغول کشیدن سیگار است یک دستمال از تماشاگران به امانت میگیرد .

دست چپ خود را طوری می بندد که یک لوله با انگشتان و کف دست حاصل میشود . دستمال را روی این دست می اندازد و و سپس وسط آن را به کمک انگشت شست دست راست در این لوله فرو می برد. ضمن انجام این کارها ، سیگار تقریباً تمام می شود و بیش از 5/1 سانتی متر در انتهای آن باقی نمی ماند. شعبده باز به جای اینکه ته سیگار را دور بیاندازد ، به وسط دستمال که به طور حفره ای در آمده است، فرو می کند و مطابق شکل دود از آن بلند می شود . تقریباً شصت دست راست خود را دوباره در حفره دستمال فرو میبرد تا مثلا سیگار را له کند . کمی بعد ـ که هنوز دست راست در داخل حفره است ـ دست چپ را از زیر دستمال کنار مي کشد و با دو دست از گوشه آن میگیرد و در هوا تکان می دهد و بدون آن که سوراخ شود صحیح و سالم دستمال را به صاحبش می دهد و ته سیگار هم به کلّی نا پدید می شود.

اما چگونه؟

ــ شعبده باز به سادگی انگشت شست دروغین خود را در حفرۀ دستمال قرار می دهد تا ته سیگار را در داخل آن بیاندازد .و بعد از مدت کوتاهی انگشت شست خود را در داخل آن فرو میکند تا هم سیگار را خاموش سازد و بقایای آن را پنهان کند. و وقتی با این شست دروغین شامل ته سیگار ، دستمال را میگیرد و تکان میدهد کسی متوجه این راز نمی شود.

 

 

                                        

 

 

دستمال می سوزد اما سالم می ماند!!

 

شعبده باز یک دستمال سفید از تماشاگران امانت می گیرد. آن را جلوی سن می آورد و با دو دستش از دو گوشۀ آن میگیرد و سالم بودنش را در معرض دید قرار می دهد سپس با دست راست از وسط دستمال میگیرد و در حفره ای که با انگشتان دست چپش درست کرده است، از زیر دستش وارد میکند. سپس از بالای این حفره انگشت سبابه و شست راست را وارد می کند و وسط دستمال را بالا می کشد و یکی دو سانتی متر بالاتر از انگشتان دست چپ (به شکل توجه کنید) قرار میدهد و آن را آتش می زند . شعله و دود مختصر آن حتی از دور هم دیده می شود . آنگاه وانمود می کند که با انگشت شست دست راستش مانع ادامۀ سوختن می شود.

انگشت شست را وارد حفره می کند و آن را خاموش می سازد، سپس با دو دست از دو گوشۀ دستمال می گیرد و دوباره آن را در جلو صحنه به معرض تماشا میگذارد. همه می بینند که دستمال کاملاً سالم است!

چگونه این کار ممکن است؟!

 

 

 

 

ــ شعبده باز از قبل داخل انگشت شست دروغین دست راست خود یک دستمال کاغذی پنهان کرده است، وقتی به ظاهر میخواهد وسط دستمال را از بین انگشتان دست چپ بالا بکشد ، انگشت دروغین را بالاتر از دستمال اصلی ، بین انگشتها جا میگذارد . از درون آن دستمال كاغذي را بیرون مي کشد و آن را آتش میزند تا شعله و دودش دیده شود،

سپس با صحنه سازی ، این شعله را خاموش میکند و بقایای دستمال کاغذی را در انگشت دروغین پنهان میکند و انگشت شست راست را در آن فرو میبرد و هنگامی که محکم شد ، آن را بیرون مي کشد و  به نمایش در میان تعجب و حیرت تماشاگران خاتمه می دهد.

 

 

 

 

 

و باز هم به قول از تو می پرسند

 (چون خیلی از صداش و جمله اش خوشم میاد!)

 

بهشت نصیبتون...

نوشته شده در ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

سلام!

 

امروز به جای آموزش یک تردستی جدید ،  یک معمای عجیب براتون میذارم و هر کسی هم که بتونه راز این معما رو کشف کنه 9 ساعت اینترنت رایگان جایزه میگیره.

 

اگر رازش رو فهمیدید در قسمت نظرات وبلاگ بگید و حتما شهر خودتون هم ذکر کنید که اینترنت مخصوص شما براتون فرستاده بشه.

 

 

 

و اما معما!

 

سه نفر برای خرید یک کتاب به کتابفروشی میرن و هر کدوم 100 تومان برای خریدن یک کتاب به شاگرد کتابفروش پول میدهند (یعنی در کل 300 تومان)

بعد از رفتن این سه نفر صاحب کتابفروشی میاد و بعد از سوال کردن از شاگردش میفهمه که این شاگرد کتاب رو 50 تومان گرون فروخته

این 50 تومان رو به شاگردش میده و میگه برو بهشون پس بده

شاگرد توی راه که داشته میرفته 20 تومان از این پول رو برای خودش بر میداره و 30 تومان رو به این سه نفر پس میده(یعنی هر کدوم 10 تومان).

 

خب حالابیاین حساب کنیم که این 3 نفر چقدر پول دادن.

 

 

 

 

هر کدوم 90 تومان پول دادن (چون 10 تومان پس گرفتن)     ==>           270 = 3 × 90

                                                                                                  +

و 20 تومان هم دست شاگرد                                        ==>            20

                                                                                                ——

                                                                                               290

 

جمع مبلغ ما شد 290 تومان!!

در حالی که این 3 نفر 300 تومان پول داده بودند.

پس این 10 تومان کجاست؟؟!

نوشته شده در ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

این تردستی به درخواست يكي از بازدید کنندگان وبلاگ شرح داده می شود.

 

به امید نظرات سازنده شما دوستان و بازديد کنندگان

 

 

 

 

يك میز بزرگ به ابعاد 1 × 2 متر در گوشه ای از سن قرار دارد . دو همکار شعبده باز از دو طرف آن میگیرند و آن را به وسط سن می آورند . سپس به پشت صحنه رفته و هر کدام با یک قوطی بزرگ به ابعاد تقریبی 1 متر مکعب بر میگردند ، شعبده باز آن دو قوطی مخصوص را با اضافه کردن قطعات چوبی دیگر تبدیل به یک صندوق بزرگ میکند که درب این صندوق دارای دو دریچه نسبتا بزرگ است وقتی صندوق تکمیل شد ، سومین همکار شعبده باز نیز روی صحنه می آید و وارد این صندوق میشود و داخل آن دراز می کشد و  سر و دستش از یک طرف و دو پای دیگرش از طرف دیگر صندوق بیرون می مانند .

 

آنگاه دو همکار شعبده باز ارّه ی بزرگ دو طرفه ای را بر می دارند و هر کدام از یک انتهای آن میگیرند و در حضور همه تماشاگران شروع به بریدن صندوق می کنند!

 

صدای داد و فریاد فردی که در داخل صندوق است شنیده می شود ولی اهمیتی به آن نمیدهند و به کار خود ادامه می دهند !

 

سرانجام صندوق دو نصف می شود ، هر نیمه صندوق را روی میز کمی عقب می کشند و در ضمن کمی می چرخانند . در حالی که تماشاگران غرق در شگفتی و ترس و تعجب هستند شعبده باز از خودش صحبت میکند و از  قدرت خارق العاده خود حرف می زند،

 

چند لحظه بعد به دستور او دو نصفه صندوق به هم متصل می شود و همکاری که چند دقیقه پیش از وسط بریده شده بود آرام آرام جان میگیرد و از صندوق بیرون می آید و با تعظیم به تماشاگران صحنه را ترک ميكند!!

 

ولی چگونه این کار ممکن است؟!

 

 

راز این تردستی را در ادامه مطلب بخوانید...

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 2:42 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

شعبده باز ضمن بیان مطالب شوخی آمیزی اظهار می دارد که حتی کنترل نیروس بدنی تماشاگران در دست اوست و او میتواند نیروی بدنی هر کسی را که بخواهد کم کند یا به نیروی بدنی هر کسی اضافه نماید. در این موقع به صندوق آهنی نسبتا بزرگی که روی میز است٬ اشاره می کند و از آنها میخواهد که نیرومندترین تماشاگر برای برداشتن این صندوق فولادی پیش قدم شود.به طور حتم تماشاگر جوانی که دارای بازوهای ستبری است ٬ برای برداشتن این صندوق اعلام آمادگی میکند و روی صحنه می رود.

                         

چشمها به او دوخته شده می شود ولی هر قدر تلاش میکند به برداشتن آن موفق نمیشود و خجالت زده از سن پایین می رود ٬ بار دیگر از شخص دیگری برای برداشتن صندوق کمک میخواهد که او نیز موفق نمی شود ٬ این بار شعبده باز به یک تماشاگر کم سن و سال و لاغر اندام پیشنهاد میکند که برای برداشتن صندوق زور آزمایی کند . تماشاگر مزبور در میان خنده تماشاگران به روی سن میرود و با کمترین نیرویی که به کار میگیرد صندوق بلند شده و باعث تعجب حاضران می شود.

آیا میدانید راز این تردستی چیست؟

"راز تردستی در ادامه مطلب"


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

سلام;

 

تردستی این پستم رو خودتون نمیتونید انجام بدین ، به این علت که وسایل و مهارت زیادی میخواد که کار شعبده باز های حرفه ای است فقط به این علت که این نمایش زیاد اجرا میشه و هر کسی هم رازش رو نمیدونه براتون نوشتم...

 

یکی از مهیج ترین شعبده بازیها که علاوه بر متحیّر کردن تماشاچی ، آن را وحشت زده می سازد فرو بردن شمشیرها در بدن همکار شعبده باز است.

ابتدا یک کمد ضخیم و سنگین فلزی را توسط دو همکار شعبده باز به سن می آورند و پشت و رو و داخل آن را به تماشاگران نشان می دهند ، سپس آن را روی یک پایه کم ارتفاع میگذارند تا اطمینان تماشاچی از هر نظر (فرار کردن از زیر سن)تامین شود. اینک از چند تماشاچی میخواهد که کمد را به دقت بررسی کنند و ببینند که در آن حقه ای بکار نرفته، آنگاه یکی از همکاران شعبده باز – با ترس- وارد این کمد می شود .

چرا شمشیرها در بدن او اثر ندارد ؟ - WWW.TARDASTI.SUB.IR

پس از اینکه شعبده باز در مورد هنر شعبده بازی و نیز قدرت خارق العاده خود حرف زد ، در کمد را می بندد و قفل محکمی به آن میزند . در این موقع همکار دیگرش تعدادی شمشیر در اختیار او میگذارد و او آنها را یک به یک در سوراخهای این کمد پولادین فرو می برد که انتهای هر یک درست از سوراخ مقابل بیرون می آید . صداهای گریه و زاری و التماس همکار داخل کمد ، تماشاگران را به سختی تحت تاثیر قرار می دهد ، ولی در شعبده باز کوچکترین اثری نمیکند و او بدون توجه به داد و بیداد همکارش به کار خود ادامه می دهد .

تا اینکه ناله ها به تدریج ضعیف شده و کوچکترین صدایی از کمد شنیده نمی شود سپس با نظم تمام ، شعبده باز شمشیرها را از کمد بیرون می کشد و در میان بهت و حیرت تماشاگران ، همکار او شاداب و سرزنده از کمد بیرون می آید و به تماشاگران تعظیم میکند !

 

چگونه این کار ممکن است ؟!!

 

راز تردستی در ادامه مطلب...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

تردستی:

در یک مهمانی ، که شعبده باز نیز دعوت شده است ، مهمانان می توانند شاهد یک چشم بندی حیرت آور باشند . او در یک موقعیت مناسب از حاضران یک سکه رایج (مثلا ۲۵ تومانی) امانت می گیرد . سپس ادعا میکند ، که من هم اکنون در پیش چشم شما این سکه را ناپدید خواهم کرد و آن وقت دستمالی را از جیب خود بیرون می آورد سکه را با دقت تمام وسط دستمال قرار می دهد . سپس چهار گوشه دستمال را یک به یک به وسط دستمال و روی سکه تا میکند

چگونه سکه در یک لحظه ناپدید می شود - www.tardasti.sub.ir

 

سپس با چوب دستی اش اشاره می کند که سکه ناپدید شود و بالاخره از دو گوشه دستمال گرفته و آن را باز می کند و به صورت قائم نگه می دارد . حاضران که انتظار شنیدن افتادن سکه را دارند ، حیرت زده می شوند زیرا به ظاهر سکه ای نیست تا بیفتد ! حال دستمال را مچاله کرده و توی جیبش قرار می دهد ....

آیا شما راز این تردستی را می دانید؟

 

راز تردستی در ادامه مطلب و نظرات هم تعداد ۱۵ عدد!


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 5:41 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

نکته:

 

تردستی هایی که در این وبلاگ عرضه میشوند ، شعبده های بسیار ساده و شگفت آوری هستند که شما

 

به راحتی میتوانید عده ای را حیرت زده کنید..

 

فقط توجه داشته باشید که هنگام تردستی دائما حرف بزنید و از چیزهای خارق العاده و غیرعادی سخن بگویید و

 

تردستی خودتون رو بزرگ جلوه بدین و هیچ وقت هم دچار استرس نشوید ، حتما قبل از اجرا بارها جلوی آینه

 

تردستی رو اجرا کنید و اشکالهای خودتون رو پیدا کنید که در موقع اجرا مشکلی پیش نیاد...

 

و حرف آخر هم اینکه هیچ موقع به جایی که حقه در اون به کار رفته نگاه نکنید ، چون تماشاچی به جایی که شما

 

نگاه میکنید توجه میکنه و شما مثلا اگر حقه توی دست راستتون هست ، به دست چپتون نگاه کنید و تردستی را

 

اجرا کنید...

 

موفق باشید - مارسون شعبده باز....

 

 

و اما تردستی:

 

و حالا شعبده باز به یکی از عجیب ترین و شگفت انگیزترین عملیات دست می زند :

 

جلو سن به همه تماشاگران اعلام میکند که من میتوانم به سوالات کتبی شما -در زمینه های مختلفی که

 

بپرسید- قبل از خواندن آنها پاسخ دهم! و آن وقت از سن پایین می آید و در حدود 12 برگ کاغذ سفید از جیب

 

خود بیرون می آورد و آنها را به طور تصادفی بین تماشاگران مختلف تقسیم میکند، و اظهار می دارد: روی کاغذ

 

ابتدا اسم خود را به طور واضح بنویسید، و زیر آن سوال مورد نظر را نوشته , پس از تا کردن کاغذ به من تسلیم

 

کنید . سپس شعبده باز کاغذ ها را میگیرد و بلافاصله در داخل یک پاکت نامه قرار داده و به روی سن بر می گردد

 

آنگاه چنین می گوید: مگر نه این است که چشم فقط تصاویر را به مغز منتقل می کند؟ و ما اجسام را با مغز خود

 

می بینیم؟ ، پس من این نامه ها را با مغز خواهم خواند!!! و حالا یکی از آنها را روی سرش قرار داده ، و اسم

 

نویسنده آن را اعلام میکند و پس از دادن پاسخ لازم کاغذ تا شده را باز می کند و خود سوال را مطرح میکند!

 

در مورد همه کاعذها به همین ترتیب رفتار می کند : اول پاسخ سپس سوال!و همه را غرق در تعجب می سازد.

 

آیا شما راز این کار را می دانید؟

 

 

 

و اما راز تردستی بهمراه تصاویر در ادامه مطلب...

 

 

در ضمن این وبلاگ حداقل روزی ۴۰ بازدیدکننده داره ولی نظرات خیلی کمه برای همین این بار  بار نظرات این پست تا به 15 نظر نرسد ، پست بعدی آپ نخواهد شد...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |