تبليغاتX
مارسون شعبده باز™آموزش تردستي شعبده بازي


مارسون شعبده باز™آموزش تردستي شعبده بازي

www.tardasti.ir

 

سلام!

به قول از تو میپرسند : نگاهتون جووون بخش!!

 

به خاطر دیر آپ کردن وبلاگ منو ببخشید ، مخصوصاً دوستانی که نظر دادند و من پاسخ ندادم.

شرمنده ام.

یک کم سرم شلوغه و نمي تونم زیاد بروز کنم، همين جا از همه دوستانم عذر خواهی مي کنم...

 

و اینکه یکی از دوستان در نظرات یکی از تردستی های بسیار ساده و جالب (و البته کمی لو رفتۀ!!) شعبده بازها رو ازم خواسته بود که توضیح بدم، و منم که دارم کم کم تیشه به ریشه شعبده بازی میزنم تصمیم دارم این یکی رو هم بگم!!

 

 

از جمله وسایلی که شعبده بازان در جیب یا کیف خود دارند یک انگشت شصت دروغین است که به وسیله صنعتگران ماهر ساخته می شود. معمولاً جنس آن فلزی بوده و خیلی نازک است، به سادگی انگشت شصت را میتوان در آن فرو برد به طوری که کسی به وجود آن پی نبرد، زیرا به رنگ پوست بدن بوده و ناخن آن نیز رنگ خاصی دارد.

البته علاوه بر انواع آماده آن ، اگر شعبده باز سفارش دهد ، شکل و قطر و رنگ آن طوری انتخاب می شود که ظاهر آن با انگشت اصلی شعبده باز کوچکترین تفاوتی ندارد و اگر انگشت خود را در آن فرو کند کسی به وجود آن پی نمی برد

 

 

فقط این انگشت کمی بلندتر از حد معمول است زیرا در ته آن محلی برای پنهان کردن چیزهای کوچکی در نظر گرفته شده است.

به کمک این انگشت شست دروغین ، برخی از شعبده بازیهای شگفت انگیز قابل اجراست که در اینجا به دو مورد از آن اشاره می کنم :

 

 

سیگاری که دستمال را نمی سوزاند!: 

 

شعبده باز یک سیگار را روشن میکند . در حالی که مشغول کشیدن سیگار است یک دستمال از تماشاگران به امانت میگیرد .

دست چپ خود را طوری می بندد که یک لوله با انگشتان و کف دست حاصل میشود . دستمال را روی این دست می اندازد و و سپس وسط آن را به کمک انگشت شست دست راست در این لوله فرو می برد. ضمن انجام این کارها ، سیگار تقریباً تمام می شود و بیش از 5/1 سانتی متر در انتهای آن باقی نمی ماند. شعبده باز به جای اینکه ته سیگار را دور بیاندازد ، به وسط دستمال که به طور حفره ای در آمده است، فرو می کند و مطابق شکل دود از آن بلند می شود . تقریباً شصت دست راست خود را دوباره در حفره دستمال فرو میبرد تا مثلا سیگار را له کند . کمی بعد ـ که هنوز دست راست در داخل حفره است ـ دست چپ را از زیر دستمال کنار مي کشد و با دو دست از گوشه آن میگیرد و در هوا تکان می دهد و بدون آن که سوراخ شود صحیح و سالم دستمال را به صاحبش می دهد و ته سیگار هم به کلّی نا پدید می شود.

اما چگونه؟

ــ شعبده باز به سادگی انگشت شست دروغین خود را در حفرۀ دستمال قرار می دهد تا ته سیگار را در داخل آن بیاندازد .و بعد از مدت کوتاهی انگشت شست خود را در داخل آن فرو میکند تا هم سیگار را خاموش سازد و بقایای آن را پنهان کند. و وقتی با این شست دروغین شامل ته سیگار ، دستمال را میگیرد و تکان میدهد کسی متوجه این راز نمی شود.

 

 

                                        

 

 

دستمال می سوزد اما سالم می ماند!!

 

شعبده باز یک دستمال سفید از تماشاگران امانت می گیرد. آن را جلوی سن می آورد و با دو دستش از دو گوشۀ آن میگیرد و سالم بودنش را در معرض دید قرار می دهد سپس با دست راست از وسط دستمال میگیرد و در حفره ای که با انگشتان دست چپش درست کرده است، از زیر دستش وارد میکند. سپس از بالای این حفره انگشت سبابه و شست راست را وارد می کند و وسط دستمال را بالا می کشد و یکی دو سانتی متر بالاتر از انگشتان دست چپ (به شکل توجه کنید) قرار میدهد و آن را آتش می زند . شعله و دود مختصر آن حتی از دور هم دیده می شود . آنگاه وانمود می کند که با انگشت شست دست راستش مانع ادامۀ سوختن می شود.

انگشت شست را وارد حفره می کند و آن را خاموش می سازد، سپس با دو دست از دو گوشۀ دستمال می گیرد و دوباره آن را در جلو صحنه به معرض تماشا میگذارد. همه می بینند که دستمال کاملاً سالم است!

چگونه این کار ممکن است؟!

 

 

 

 

ــ شعبده باز از قبل داخل انگشت شست دروغین دست راست خود یک دستمال کاغذی پنهان کرده است، وقتی به ظاهر میخواهد وسط دستمال را از بین انگشتان دست چپ بالا بکشد ، انگشت دروغین را بالاتر از دستمال اصلی ، بین انگشتها جا میگذارد . از درون آن دستمال كاغذي را بیرون مي کشد و آن را آتش میزند تا شعله و دودش دیده شود،

سپس با صحنه سازی ، این شعله را خاموش میکند و بقایای دستمال کاغذی را در انگشت دروغین پنهان میکند و انگشت شست راست را در آن فرو میبرد و هنگامی که محکم شد ، آن را بیرون مي کشد و  به نمایش در میان تعجب و حیرت تماشاگران خاتمه می دهد.

 

 

 

 

 

و باز هم به قول از تو می پرسند

 (چون خیلی از صداش و جمله اش خوشم میاد!)

 

بهشت نصیبتون...

نوشته شده در ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

این تردستی به درخواست يكي از بازدید کنندگان وبلاگ شرح داده می شود.

 

به امید نظرات سازنده شما دوستان و بازديد کنندگان

 

 

 

 

يك میز بزرگ به ابعاد 1 × 2 متر در گوشه ای از سن قرار دارد . دو همکار شعبده باز از دو طرف آن میگیرند و آن را به وسط سن می آورند . سپس به پشت صحنه رفته و هر کدام با یک قوطی بزرگ به ابعاد تقریبی 1 متر مکعب بر میگردند ، شعبده باز آن دو قوطی مخصوص را با اضافه کردن قطعات چوبی دیگر تبدیل به یک صندوق بزرگ میکند که درب این صندوق دارای دو دریچه نسبتا بزرگ است وقتی صندوق تکمیل شد ، سومین همکار شعبده باز نیز روی صحنه می آید و وارد این صندوق میشود و داخل آن دراز می کشد و  سر و دستش از یک طرف و دو پای دیگرش از طرف دیگر صندوق بیرون می مانند .

 

آنگاه دو همکار شعبده باز ارّه ی بزرگ دو طرفه ای را بر می دارند و هر کدام از یک انتهای آن میگیرند و در حضور همه تماشاگران شروع به بریدن صندوق می کنند!

 

صدای داد و فریاد فردی که در داخل صندوق است شنیده می شود ولی اهمیتی به آن نمیدهند و به کار خود ادامه می دهند !

 

سرانجام صندوق دو نصف می شود ، هر نیمه صندوق را روی میز کمی عقب می کشند و در ضمن کمی می چرخانند . در حالی که تماشاگران غرق در شگفتی و ترس و تعجب هستند شعبده باز از خودش صحبت میکند و از  قدرت خارق العاده خود حرف می زند،

 

چند لحظه بعد به دستور او دو نصفه صندوق به هم متصل می شود و همکاری که چند دقیقه پیش از وسط بریده شده بود آرام آرام جان میگیرد و از صندوق بیرون می آید و با تعظیم به تماشاگران صحنه را ترک ميكند!!

 

ولی چگونه این کار ممکن است؟!

 

 

راز این تردستی را در ادامه مطلب بخوانید...

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 2:42 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

شعبده باز ضمن بیان مطالب شوخی آمیزی اظهار می دارد که حتی کنترل نیروس بدنی تماشاگران در دست اوست و او میتواند نیروی بدنی هر کسی را که بخواهد کم کند یا به نیروی بدنی هر کسی اضافه نماید. در این موقع به صندوق آهنی نسبتا بزرگی که روی میز است٬ اشاره می کند و از آنها میخواهد که نیرومندترین تماشاگر برای برداشتن این صندوق فولادی پیش قدم شود.به طور حتم تماشاگر جوانی که دارای بازوهای ستبری است ٬ برای برداشتن این صندوق اعلام آمادگی میکند و روی صحنه می رود.

                         

چشمها به او دوخته شده می شود ولی هر قدر تلاش میکند به برداشتن آن موفق نمیشود و خجالت زده از سن پایین می رود ٬ بار دیگر از شخص دیگری برای برداشتن صندوق کمک میخواهد که او نیز موفق نمی شود ٬ این بار شعبده باز به یک تماشاگر کم سن و سال و لاغر اندام پیشنهاد میکند که برای برداشتن صندوق زور آزمایی کند . تماشاگر مزبور در میان خنده تماشاگران به روی سن میرود و با کمترین نیرویی که به کار میگیرد صندوق بلند شده و باعث تعجب حاضران می شود.

آیا میدانید راز این تردستی چیست؟

"راز تردستی در ادامه مطلب"


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

سلام;

 

تردستی این پستم رو خودتون نمیتونید انجام بدین ، به این علت که وسایل و مهارت زیادی میخواد که کار شعبده باز های حرفه ای است فقط به این علت که این نمایش زیاد اجرا میشه و هر کسی هم رازش رو نمیدونه براتون نوشتم...

 

یکی از مهیج ترین شعبده بازیها که علاوه بر متحیّر کردن تماشاچی ، آن را وحشت زده می سازد فرو بردن شمشیرها در بدن همکار شعبده باز است.

ابتدا یک کمد ضخیم و سنگین فلزی را توسط دو همکار شعبده باز به سن می آورند و پشت و رو و داخل آن را به تماشاگران نشان می دهند ، سپس آن را روی یک پایه کم ارتفاع میگذارند تا اطمینان تماشاچی از هر نظر (فرار کردن از زیر سن)تامین شود. اینک از چند تماشاچی میخواهد که کمد را به دقت بررسی کنند و ببینند که در آن حقه ای بکار نرفته، آنگاه یکی از همکاران شعبده باز – با ترس- وارد این کمد می شود .

چرا شمشیرها در بدن او اثر ندارد ؟ - WWW.TARDASTI.SUB.IR

پس از اینکه شعبده باز در مورد هنر شعبده بازی و نیز قدرت خارق العاده خود حرف زد ، در کمد را می بندد و قفل محکمی به آن میزند . در این موقع همکار دیگرش تعدادی شمشیر در اختیار او میگذارد و او آنها را یک به یک در سوراخهای این کمد پولادین فرو می برد که انتهای هر یک درست از سوراخ مقابل بیرون می آید . صداهای گریه و زاری و التماس همکار داخل کمد ، تماشاگران را به سختی تحت تاثیر قرار می دهد ، ولی در شعبده باز کوچکترین اثری نمیکند و او بدون توجه به داد و بیداد همکارش به کار خود ادامه می دهد .

تا اینکه ناله ها به تدریج ضعیف شده و کوچکترین صدایی از کمد شنیده نمی شود سپس با نظم تمام ، شعبده باز شمشیرها را از کمد بیرون می کشد و در میان بهت و حیرت تماشاگران ، همکار او شاداب و سرزنده از کمد بیرون می آید و به تماشاگران تعظیم میکند !

 

چگونه این کار ممکن است ؟!!

 

راز تردستی در ادامه مطلب...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

تردستی:

در یک مهمانی ، که شعبده باز نیز دعوت شده است ، مهمانان می توانند شاهد یک چشم بندی حیرت آور باشند . او در یک موقعیت مناسب از حاضران یک سکه رایج (مثلا ۲۵ تومانی) امانت می گیرد . سپس ادعا میکند ، که من هم اکنون در پیش چشم شما این سکه را ناپدید خواهم کرد و آن وقت دستمالی را از جیب خود بیرون می آورد سکه را با دقت تمام وسط دستمال قرار می دهد . سپس چهار گوشه دستمال را یک به یک به وسط دستمال و روی سکه تا میکند

چگونه سکه در یک لحظه ناپدید می شود - www.tardasti.sub.ir

 

سپس با چوب دستی اش اشاره می کند که سکه ناپدید شود و بالاخره از دو گوشه دستمال گرفته و آن را باز می کند و به صورت قائم نگه می دارد . حاضران که انتظار شنیدن افتادن سکه را دارند ، حیرت زده می شوند زیرا به ظاهر سکه ای نیست تا بیفتد ! حال دستمال را مچاله کرده و توی جیبش قرار می دهد ....

آیا شما راز این تردستی را می دانید؟

 

راز تردستی در ادامه مطلب و نظرات هم تعداد ۱۵ عدد!


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 5:41 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

نکته:

 

تردستی هایی که در این وبلاگ عرضه میشوند ، شعبده های بسیار ساده و شگفت آوری هستند که شما

 

به راحتی میتوانید عده ای را حیرت زده کنید..

 

فقط توجه داشته باشید که هنگام تردستی دائما حرف بزنید و از چیزهای خارق العاده و غیرعادی سخن بگویید و

 

تردستی خودتون رو بزرگ جلوه بدین و هیچ وقت هم دچار استرس نشوید ، حتما قبل از اجرا بارها جلوی آینه

 

تردستی رو اجرا کنید و اشکالهای خودتون رو پیدا کنید که در موقع اجرا مشکلی پیش نیاد...

 

و حرف آخر هم اینکه هیچ موقع به جایی که حقه در اون به کار رفته نگاه نکنید ، چون تماشاچی به جایی که شما

 

نگاه میکنید توجه میکنه و شما مثلا اگر حقه توی دست راستتون هست ، به دست چپتون نگاه کنید و تردستی را

 

اجرا کنید...

 

موفق باشید - مارسون شعبده باز....

 

 

و اما تردستی:

 

و حالا شعبده باز به یکی از عجیب ترین و شگفت انگیزترین عملیات دست می زند :

 

جلو سن به همه تماشاگران اعلام میکند که من میتوانم به سوالات کتبی شما -در زمینه های مختلفی که

 

بپرسید- قبل از خواندن آنها پاسخ دهم! و آن وقت از سن پایین می آید و در حدود 12 برگ کاغذ سفید از جیب

 

خود بیرون می آورد و آنها را به طور تصادفی بین تماشاگران مختلف تقسیم میکند، و اظهار می دارد: روی کاغذ

 

ابتدا اسم خود را به طور واضح بنویسید، و زیر آن سوال مورد نظر را نوشته , پس از تا کردن کاغذ به من تسلیم

 

کنید . سپس شعبده باز کاغذ ها را میگیرد و بلافاصله در داخل یک پاکت نامه قرار داده و به روی سن بر می گردد

 

آنگاه چنین می گوید: مگر نه این است که چشم فقط تصاویر را به مغز منتقل می کند؟ و ما اجسام را با مغز خود

 

می بینیم؟ ، پس من این نامه ها را با مغز خواهم خواند!!! و حالا یکی از آنها را روی سرش قرار داده ، و اسم

 

نویسنده آن را اعلام میکند و پس از دادن پاسخ لازم کاغذ تا شده را باز می کند و خود سوال را مطرح میکند!

 

در مورد همه کاعذها به همین ترتیب رفتار می کند : اول پاسخ سپس سوال!و همه را غرق در تعجب می سازد.

 

آیا شما راز این کار را می دانید؟

 

 

 

و اما راز تردستی بهمراه تصاویر در ادامه مطلب...

 

 

در ضمن این وبلاگ حداقل روزی ۴۰ بازدیدکننده داره ولی نظرات خیلی کمه برای همین این بار  بار نظرات این پست تا به 15 نظر نرسد ، پست بعدی آپ نخواهد شد...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

این یکی از ساده ترین و در عین حال زیباترین نوع تردستی ها  است : شعبده باز یک انگشتانه در نوک

 

انگشت سبّابه خود دارد . او جلو سن می آید ، و در حالی که این انگشت را بلند کرده است ، خطاب

 

به حاضران می گوید : من هم اکنون این انگشتانه را از بین خواهم برد ، بی آنکه لحظه ای جای خود را

 

عوض کنم ، یا رویش دستمال بیندازم ، و یا از تاریکی صحنه استفاده نمایم!

 

پس خیلی دقت کنید ، که چگونه آن را ناپدید می سازم. در این موقع یک لحظه کوتاه دستش را افقی و

 

رو به پایین می گیرد ، و انگشتانش را می بندد . وقتی باز می کند از انگشتانه خبری نیست!

 

انگشتانه کجا رفته است. و چگونه ؟!!

 

 

 

راز تردستی در ادامه مطلب...


::ادامه مطلب::
نوشته شده در ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

در این دنیای پهناور هیچ حادثه و رویدادی بدون علت نیست.

وبلاگی که اینک تقدیم می شود خلاصه ای از تردستی ها و چشم بندی های شگفت آفرین است که در کشورهای مختلف جهان و به وسیله شعبده بازان چیره دست تماشاگر را بر صندلی سن میخکوب کرده است اما هدف من از این بیان این مطالب این است که این همه حیرت و شگفتی جز با تمرین زیاد کارساز نیست.

چند نکته مهم:

۱- هیچ گاه یک تردستی را در یک جمع دو بار اجرا نکنید چون رازتان فاش خواهد شد.

۲ - همیشه از فاصله مناسب تردستی را اجرا کنید.

۳- هیچ گاه به دست یا وسیله ای که حقه در آن به کار رفته است نگاه نکنید  چون تماشاچی همواره به  جهت چشمان شما می نگرد.

۴- در حین اجرای تردستی از مطالب با مزه و غیر عادی سخن به میان آورید.

نوشته شده در ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز™| |

در یک میهمانی شعبده باز با ذکر مطالب با مزه ای توجه مهمانها را به خود معطوف می دارد، و ضمن اینکه درباره موضوع مورد بحث در حضور جمع حرف می زند، سیگار خود را آتش می زند. کمی بعد تکه یخی را از لیوان پر از نوشابه که تازه سرو شده است، در می آورد، و به سیگار خود نزدیک می کند. همین یخ به سیگار نزدیک می شود، سیگار شعله
می کشد. شعبده باز هم در صندلی خود لم می دهد و به کشیدن سیگارش مشغول می شود، در حالی که همه مهمانها به شدت متعجب می شوند.

راز این کار هم ساده است: شعبده باز قبلاً تکه خیلی کوچک فلز پتاسیم، به اندازه یک سر سوزن به لبه سیگار خود چسبانده است. می دانیم که پتاسیم فلز فعالی است و می تواند حتی با یخ هم ترکیب شده و مشتعل گردد. اگر شما هم می خواهید، این کار را بکنید، باید با احتیاط تمام باید با احتیاط تمام به آن مبادرت ورزید، زیرا کار با آن، همان طور که در فوق گفتیم، خطرناک است و هرگز نباید مدت زیادی در معرض هوا قرار داد. یک توصیه دیگر، مواظب باشید، که اشتباهاً سر سیگار را به دهن خود نبرید، زیرا آتش می گیرد!

نوشته شده در ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز روی سن، یا حتی در یک محفل دوستانه می گوید که می تواند کارهایی بر خلاف قوانین طبیعت انجام دهد. مثلا با آب لیوانی که روی میز قرار دارد. شمع روشن کند! همه تعجب می کنند، ولی او با کمال خونسردی شمع روشنی را از روی میز بر می دارد، و آن را خاموش می کند. بعد لیوان آب را بر می دارد و کمی خم می کند، و به ظاهر روی شمع آب می ریزد. شمع روشن می شود!

اما رمز کار این است، که شعبده باز قبلاً تکه کوچکی فسفر به اندازه یک سر سوزن بریده، و به کمک یک قطعه موم به لبه لیوان چسبانده است. می دانیم که فسفر ماده ای است، که در دمای کم خود به خود آتش
 می گیرد، وقتی شعبده باز لیوان را خم می کند، فسفر در مجاورت آب و دمای کم مشتعل می شود، و فتیله شمع که تازه خاموش شده است، آتش می گیرد. اگر شما می خواهید این کار را انجام دهید، توصیه می کنیم، که فسفر را زیر آب با قیچی ببرید، و همانجا به لبه لیوان بچسبانید. همچنین آن را نباید زیاد در دستتان نگه دارید، زیرا بسیار آتش گیر است و گرمای دست باعث اشتعال آن می شود.

نوشته شده در ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز ادعا می کند، که می تواند یک گلدان بزرگ پر گل روی میز ظاهر کند. ولی این کار در پیش چشم همه تماشاگران ممکن نیست، زیرا ممکن است چشم ناپاکی نیز ناظر بر این چشم بندی شود، و مانع از اجرای صحیح آن گردد! بنابراین چشم بندی حتماً باید در پشت یک پرده کوچک انجام یابد. میز نمایش جلو شعبده باز قرار دارد. از روی آن دستمال بزرگی تقریباً به ابعاد یک در یک متر بر می دارد. جلو صحنه آمده و پشت و روی آن را به همه نشان میدهد و آن وقت یک لحظه دستمال را جلوی میز نگه داشته و مانع از دیده شدن روی میز می شود و تماشاچیان که به هیچ وجه انتظار دیدن آن را نداشتند سخت متعجب می شوند.

راز تردستی به ایتن ترتیب است گلدان از یک فنر بزرگ فلزی ساخته شده است که دور آن پارچه سیاه کشیده اند. روی میز هم برای این گلدان جاسازی شده است. فنر گلدان می تواند فشرده شده، و ارتفاع کمی پیدا کند. در پایه میز هم که به شکل استوانه سوراخ شده است، یک دسته گل پلاستیکی در هم فشرده شده و انتظار می کشد تا در موقع لزوم خارج شود . وردست شعبده باز هم در زیر سن نمایش نشسته و از یک سوراخ کوچک کواظب اوست. وقتی شعبده باز یک لحظه پرده را جلو میز نگه داشت. همکار او اولاً سرنخی را که به میله نگهدارنده گلدان وصل است، می کشد تا فنر گلدان باز شده و از محفظه خود خارج می شود. ثانیاً با دسته مخصوص استوانه گلهای پلاستیکی را بالا می زند تا از وسط گلدان بالا بیایند و به این ترتیب گلدان بزرگ، با دسته گلی بزرگتر، فقط در یک لحظه روی میز ظاهر می شود و تماشاگر را متعجب می سازد.

نوشته شده در ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز رو به یکی از تماشاگران ردیفهای اول نمایش، که کلا به سر دارد، می گوید: آقا شما چرا توی کلاهتان دستمال پر کرده اید؟ تماشاگر بی اختیار کلاهش را از سرش بر می دارد، و بررسی می کند، و احتمالاً می گوید که: نه خالی است! ولی شعبده باز اضافه می کند، که شما متوجه نیستید، و قطعاً پر از دستمالهای رنگارنگ است و بالاخره ادامه می دهد، که اگر باور ندارد کاهش را به او بدهد، تا معلوم شود که حق با کیست و آن وقت ضمن گرفتن کلاه، عمداً آن را به زمین می اندازد و می گوید: ببخشید کلاه شما کثیف شد و اجازه می دهید که پاک کنم؟ سپس یک «برس» معمولی را که روی میز است بر می دارد و پشت کلاه را به دقت تمام پاک می کند و بعد آن را طوری نگه می دارد، که دهانه کلاه رو به بالا باشد، و مرتباً 10 الی 20 و بیشتر دستمالهای رنگی مختلف از توی آن بیرون می کشد و همه متعجب می شوند.

رمز تردستی در چیست؟ موضوع بسیار ساده است: در برس مویی جاسازی شده است و تعداد زیادی دستمال ابریشمی نازک دور از چشم تماشاگران در آن پنهان شده است، که گوشه همه آنها دو به دو به هم دوخته شده و سر آن در بیرون قرار گرفته است. بعد از صحنه سازیهای زیاد و پاک کردن دروغی کلاه، بی آنکه کسی متوجه شود، برس را با دست چپ زیر لبه کلاه نگه می دارد، به طوری که کسی متوجه آن نگردد و از سر نخ می کشد تا دستمالها پشت سر هم بیرون بیایند و ملاحظه می کنید که با وجود ساده بودن تردستی نتیجه چقدر شگفت آور است.

نوشته شده در ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

در یک مجلس مهمانی که شعبده باز هم حضور دارد، ضمن اجرای تردستی های مختلف ادعا می کند که: من یک به یک دوست یا فاملهای شما را نیز می شناسم و اگر اسم آنهاx را روی کاغذ بنویسید، من تشخیص می دهم که کدامیک از آنها دوست و کدامیک فامیل شماست و آنوقت حاضران را دو قسمت می کند و به هر یک از افراد دسته اول و دوم یک کارت و یک مداد می دهد و از دسته اول خواهش می کند که هر کس اسم و شهرت یکی از دوستانش را روی کارت بنویسد و از دسته دوم نیز می خواهد که کارتها و مدادها را جمع کند. سپس آنها را تحویل می گیرد و چند بار با هم مخلوط کرده و شروع به خواندن می کند و هر کدام را یک به یک مشخص می سازد که دوست یا فامیل است. اما چگونه؟

کارتها با هم یکسان هستند و مدادها نیز هرچند که مشابه یکدیگرند ولی دو نوع هستند: درشت نویس و نازک نویس. نوع اول را به اولین گروه، و نوع دوم را به گروه بعدی می دهد. بنابراین هرچند که با مخلوط کردن کارتها ذهن حاضران را متوجه موضوع فرعی می کند، ولی شناختن دوستها و فامیلها از یکدیگر با این حساب کاری بسیار ساده است!

کارت را در آورده و مجدداً به همه نشان می دهد و غرق در شگفتی میسازد.

راستی چگونه این تردستی عملی است؟

 

نوشته شده در ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز ادعا می کند می تواند یک کارت ویزیت را تکه تکه کرده و مجدداً مانند اول آن را صحیح و سالم تحویل دهد. برای این کار ابتدا دو صفحه شیشه ای را که روی پایه سیاهی نصب است باز کرده و به همه نشان می دهد. سپس بین آن دو یک صفحه مقوای سیاه گذاشته و سرجای خودشان قرار میدهد و آن وقت یک کارت ویزیت را به همه نشان می دهد تا مشخصات آن را دقیقاً به حافظه خود بسپارند. س÷س در پیش چشم تماشاگران آن را قطعه قطعه کرده و لای کاغذ می پیچد و در لوله تپانچه قرار می دهد و آن گاه به مقوای سیاه نشانه رفته و شلیک می کند. ناگهان مردم حیرت زده می شوند. زیرا کارت ویزیت مزبور را در وسط مقوا مشاهده می کنند و او این

 کار ممکن است؟ هرگز ممکن نیست کارت تکه تکه شده دوباره به کارت سالم تبدیل شود. ولی یک کارت دیگر از همان نوع در انتهای میله باریک فلزی نصب شده است که این میله نیز به رنگ سیاه بوده و به وسیله فنری قائم نگهداشته می شود، ولی به وسیله یک چنگال کوچک در روی میز افقی نگهداشته شده است. به این چنگال هم نخی بسته شده و سر آن نخ پشت صحنه در دست همکار شعبده باز است و همزمان با صدای شلیک تپانچه (که حواس تماشاگر به آن معطوف است) وردست شعبده باز سر نخ را می کشد تا چنگار کنار رفته و میله آزاد شود و بالاخره کارت ویزیت وسط مقوای سیاه قرار گیرد. ولی چون پایه و میله فلزی و مقوای سیاه قرار گیرد، ولی چون پایه و میله فلزی و مقوای وسط شیشه ها سیاه رنگ هستند، کسی متوجه سیم جلوی پایه نمی شود و همچنین صدای بلند شدن میله نیز در صدای شلیک تپانچه گم می شود.

نوشته شده در ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز دو توپ، یکی آبی و یک قرمز به تماشاگران نشان می دهد. ضمن شرح مطالب با مزه ای جلوی سن می آید، و آستینهایش را بالا می زند. و هر کدام از توپها را در یک دست گرفته و مجدداً به همه نشان میدهد و بعد ادعا می کند که اگر یکی را در جیبش بگذارد باز هم بیرون خواهد آمد و کنار توپ دیگر قرار خواهد گرفت. این کار را اجرا می کند، و در همان لحظه جلوی سن در حالی که یکی را با دو انگشتش گرفته است توی جیب شلوارش می گذارد و دست خالی خود را به همه نشان می دهد. اما وقتی دست دیگرش را باز می کند دو توپ کنار هم مشاهده می شوند! حال آستر جیب شلوار را بیرون می کشد همه می بینند که خالی است! و بیش از حد متعجب می شوند. ما در زیر راز این تردستی را با شما در میان می گذاریم:

اولاً توپ دو تا نیست، بلکه سه تاست؛ یکی قرمز و دو تا آبی که توپ قرمز از دو نیمکره تشکیل یافته و به وسیله یک لولای ظریف به هم مربوط می شوند و کمی از توپهای آبی بزرگتر است، اما تقریباً محسوس نیست و یکی از توپهای آبی داخل آن قرار دارد و یکی در بیرون است، که شعبده باز توپ بیرونی را با صحنه سازی تمام توی جیب شلوارش قرار می دهد و ضمن اینکه تمام حواس تماشاگر را به توپ آزاد و جیب شلوار خود معطوف می دارد، با دست دیگر به توپ فشار می دهد تا باز شده و مانند یک صدف توپ آبی را از دل خود خارج سازد. ثانیاً توپ آبی دیگر در داخل جیب شلوار چه می شود؟ در بالای این جیب محفظه ی دیگری قبلاً پیش بینی شده است، که شعبده باز به جای گذاشتن در جیب، در آنجا قرار می دهد و سپس برای منحرف کردن ذهن تماشاچی آستر جیب معمولی را نیز بیرون می کشد و به همه نشان میدهد.                                                                           

نوشته شده در ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز یک مکعب مستطیل تقریباً بزرگ به دست دارد، که رنگ آن قرمز است. جلوی سن از تماشاگران حاضر می خواهد، که خوب نگاه کنند، او رنگ مکعب مستطیل را تغییر خواهد داد! و در یک لحظه شعبده باز به هوا می پرد و جیغ می کشد و در ضمن مکعب مستطیل قرمز رنگ را در پشتش می گیرد. وقتی مکعب را جلو می آورد، ملاحظه می کنند که سفید رنگ است و سخت متعجب می شوند.

راز تردستی: هر مکعب مستطیل دارای 6 وجه است: اولاً می توان سه وجه آن (دو وجه جانبی و یک قاعده) از مکعب را رنگ قرمز و بقیه را رنگ سفید زد و د رموارد لزوم آنرا طوری نگه داشت، که فقط سه وجه سفید و با سه وجه قرمز در معرض دید ناظران قرار گیرد (این کار خیلی سهل است و با کمی تمرین می توان موفق به انجام آن شد). ثانیاً در برخی موارد برای یک وجه بزرگ آن روکش در نظر می گیرند که این روکش از وسط به وسیله لولا می تواند تا شود. قسمت تاشو به شکل مثلث است، که یک طرف آن سفید و طرف دیگرش قرمز رنگ می شود و می تواند همراه با دو وجه جانبی بر حسب وضعیتی که دارا است مکعب را قرمز با سفید نشان دهد.

نوشته شده در ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز یک کاسه فلزی را جلو سن به همه نشان می دهد، تا ملاحظه کنند که معمولی است. سپس آنرا تحویل می گیرد و آنگاه یک کلید بزرگ از حاضران به امانت می گیرد. کلید را داخل کاسه می اندازد و آنرا به حرکت در می آورد. صدای برخورد کلید به بدنه کاسه حتی از ته سالن نیز شنیده می شود. سپس کاسه و کلید را که داخل آن است، روی میز شعبده باز قرار می دهد و آن وقت ادعا می کند، که قادر است از دور و فقط با اشاره چوب دستی کلید را توی کاسه به حرکت در آورد و صدای برخورد آن دو در یکدیگر را همه بشنوند. سپس از همکارش می خواهد، که دستمالی را جلوی میز روبروی کاسه نگهدارد. در این موقع شعبده باز وانمود می کند، که با چوبدستی از بالا و به فاصله بیش از یک متر کلید را توی کاسه به حرکت درمی آورد و صدای شدید آن را همه می شنوند. چندین بار این عمل را تکرار می کند و تماشاگران را واقعاً بهت زده می سازد. چگونه؟

مسلماً که حرکت در آوردن کلید توی کاسه از دور ممکن نیست. اما در اینجا موضوع غیر از این است: یک نخ نایلنی بسیار نازک به دیوار سن بسته شده و انتهای آن که از سوراخ باریکی عبور کرده است، در پشت سن و در دست همکار شعبده باز قرار دارد.

به این نخ در محل معین یک وزنه کوچک فلزی بسته شده است که شعبده باز کاسه و کلید را در روی میز درست در زیر وزنه قرار می دهد. و هر بار که با چوب دستی اشاره می کند همکار شعبده باز از سوراخی متوجه حرکات او می شود و نخ را چند بار می کشد و رها می کند تا وزنه بالا و پایین رود و ایجاد سر و صدا کند. حضار نیز تصور می کنند، که به راستی کلید به فرمان شعبده باز حرکت می کند، زیرا نخ خیلی نازک است و به علت بی رنگ بودن از دور به هیچ وجه قابل رویت نمی شود. گاهی که دیوار های سن به رنگ سیاه است، نخ را نیز سیاه رنگ انتخاب می کنند، تا در زمینه سیاه مرعی نباشد.                        

نوشته شده در ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

این یکی از تردستیهایی است که بر خلاف راز ساده آن معمولاً آدمهای با هوش را نیز فریب میدهد. شعبده باز یک دسته ورق در دستش دارد. ضمن اینکه آنها را بازی می دهد، ادعا می کند اگر چند نفر از حاضر در جلسه از بین کارتهای مزبور چند تا انتخاب کنند، او یک به یک کارتهای انتخاب شده، را مشخص خواهد کرد، و برای آنکه موضوع را خیلی مهم و غیر عادی جلوه دهد، یک دستمال سیاه بر می دارد و از یک تماشاگر می خواهد که آنرا به چشمان او ببندد. علاوه بر آن در همین وضعیت  پشت به تماشاچیان می ایستدو همکارش دسته ورق را در دستش گرفته و پیش تماشاچیان می رود و از 8 الی 12 نفر می خواهد، که از کارتهای مزبور هر کدام یک برگ به دلخواه انتخاب کرده و پس از امضا کردن به همکار شعبده باز تحویل دهد و سپس همین وردست شعبده تمام کارتهای انتخابی را در یک کلاه، که از تماشاچیان امانت گرفته شده است، می ریزد و بقیه کارتها را نیز روی آنها اضافه می کند و پس از آنکه روی کلاه دستمال بزرگی می کشد به شعبده باز تحویل می دهد. شعبده باز با چشم بسته و از زیر دستمال یکایک ورقهای انتخاب شده را بیرون می کشد، و تماشاگران را حیرت زده می سازد. چگونه؟

مطلب خیلی ساده است: همکار شعبده باز با زرنگی تمام ورقهای انخابی را پس از تحویل گرفتن از تماشاچیان با یک گیره کاغذ به هم وصل می کند، و یکجا توی کلاه می اندازد. این ورقها را در ته کلاه پیوسته به هم باقی مانده اند که شعبده باز یک به یک بر می دارد، و به تماشاگران ارائه می دهد.

نوشته شده در ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |

شعبده باز دو صفحه کاغذکشی به شکل مربع و هر کدام به ابعاد تقریبی 25 سانتیمتر در دست دارد. رنگ یکی قرمز و رنگ دیگری آبی است. او ضمن گفتن مطالب شوخی آمیز، شروع به پاره کردن کاغذها می کند و آنها را به قطعات باریکی مبدل می سازد و ضمن اینکه به آرامی آنها را در دستش مچاله می کند، ناگهان یک کلاه کاغذی زیبای منگوله دار از داخل این خرده کاغذها بیرون می آورد و همه را غرق در شگفتی می سازد. با آنکه تمام کارها در پیش مردم و جلوی سن انجام یافته، چگونه این کار ممکن است؟

قبلاً یک کلاه از شمیز و پارچه و کاغذ کشی ساخته شده است. این کار با دقت تمام انجام پذیرفته و ساعتها طول کشیده است. ساختمان کلاه طوری است که قطعات کوچک آن می توانند به سهولت رویهم تا شوند و و ضخامت خیلی کم داشته باشند و در موقع ضروری به سادگی باز شوند. این کلاه عجیب از قبل در جیب کوچکی که در گوشه یکی از کاغذهای کشی قرار دارد، گذاشته شده است و در تمام مدت نمایش شعبده باز از آن قسمت محکم گرفته است تا مبادا باز شود. وقتی به تدریج هر دو صفحه کاغذ را به قطعات کوچک می برد، روی آن جیب جمع می کند و در یک فرصت مناسب پس از صحنه سازیهای لازم تمام آنها را مچاله می کند و در ضمن کلاه کاغذی را از توی جیب در می آورد و خرده کاغذها زا نیز به عنوان یک گل کاغذی که با عجله ساخته شده است، در لبه آن قرار می دهد و به این ترتیب به ساده ترین وجهی تماشاگران را بهت زده می کند.

نوشته شده در ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط مارسون شعبده باز| |